بابا نگاه کن
بابا نگاه موهام کن ...
بابا نگاه لباسم کن...
بابا نگاه نقاشیم کن...
بابا نگاه عروسکم کن ...
این حکایت این روزهای من و دخترم است
او برای هر کاری که می کند با ذوق نظر من را می خواهد و من نیز راهی ندارم جز به به و چه چه گفتن و تعریف و تمجید حتی گاهی از روی عادت و بدون نگاه کردن !+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1388ساعت   توسط بابای یاسمن
|
