تبليغاتX
وبلاگی برای دخترم - به چاقو دست نزن . دستت بوووه میشه ها ...

تا جايي كه يادم مي آيد ياسمن كمي ديرتر از حد معمول راه افتاد ....

اول سينه خيز و بعد كم كم مي توانست راه برود و در كابينتهاي آشپزخانه را باز كند براي بيرون ريختن وسايل و گاهی شکستن آنها . . .

و ما مجبور شديم درب کابینتها را با كش به هم ببنديم تا نتواند خرابكاري كند اما خرابكاري هاي ديگري ادامه داشت مانند دست زدن به دکمه های تلویزیون و . . .




+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 ساعت 18:10 |
دانلود فايلهاي صوتي وبلاگ