تا جايي كه يادم مي آيد ياسمن كمي ديرتر از حد معمول
راه افتاد ....
اول سينه خيز و بعد كم كم مي توانست راه برود و در
كابينتهاي آشپزخانه را باز كند براي بيرون ريختن وسايل و گاهی شکستن آنها . . .
+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 ساعت
18:10 |


