مامان داره یاسمن رو صدا میزنه ...
- یاسمن .... یاسمن ... کجایی مامان ؟
- اینجام
- داری چی کار می کنی ؟
- دارم نقاشی می کشم ...
بارها در این وبلاگ از علاقه دخترم به نقاشی و همچنین توانایی او در اینکار نوشته ام
نقاشی های یاسمن به مراتب بهتر از نقاشی های هم سن و سالهایش است و این یعنی اینکه من یک دختر کوچولوی هنرمند دارم
و حالا ادامه داستان
حالا یاسمن من رو صدا میزنه
- بابا بیا
- چیه بابا
- بابا بیا کارت دارم ... برات یه نقاشی کشیدم بیا نگاش کن
- بابا این چیه که کشیدی
- یه گل ... الان یه نقاشی هم برای مامانی می کشم
- آفرین دختر گلم !
-------------------------
پست های مرتبط با این مطلب:



هنوز مدت زیادی از شروع سوالات سخت یاسمن از من و مامان سپری نشده که این روزها دوباره پرسیدن سوالات سخت را شروع کرده
چند روز قبل به گناوه رفتیم . گناوه (به خاطر بازارهایش) خیلی شلوغ بود و به زحمت جای پارک پیدا کردیم
یاسمن مدتی بود که دوست داشت یه دوچرخه داشته باشه
در حال حاضر دختر کوچولوی من فقط می تونه یک کلمه رو بنویسه و اون هم چیزی نیست جز اسم خودش