تبليغاتX
وبلاگی برای دخترم

وبلاگی برای دخترم

یادداشتهای یک پدر از بزرگ شدن فرزندش

بابا نگاه کن


بابا نگاه موهام کن ...

بابا نگاه لباسم کن...

بابا نگاه نقاشیم کن...

بابا نگاه عروسکم کن ...

 

این حکایت این روزهای من و دخترم است

او برای هر کاری که می کند با ذوق نظر من را می خواهد و من نیز راهی ندارم جز به به و چه چه گفتن و تعریف و تمجید حتی گاهی از روی عادت و بدون نگاه کردن !

+ نوشته شده در  بیست و نهم مهر 1388ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

این ماجراها تمامی ندارد

ماجرای علاقه من به کامپیوتر و علاقه یاس من به نقاشی تمامی ندارد

چند روز قبل طبق معمول من پای کامپیوتر بودم و یاسمن نیز در حال نقاشی در دفتر جدیدش

ناگهان با سرعت برق و باد تصویر دختری را نقاشی کرد و از من خواست آنرا برایش وارد کامپیوتر کنم

اما من بجای اسکن کردن نقاشی او سعی کردم که خودم با برنامه paint  شبیه آنرا برایش بکشم و فکر کنم خیلی هم بد نشد ... می توانید در تصویر زیر این دو را در کنار هم ببینید و قضاوت کنید:

+ نوشته شده در  بیست و پنجم مهر 1388ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

وبلاگی برای دخترم

چند روز قبل در شهر شیراز مجبور شدم چند ساعت را به همراه یاسمن در ماشین منتظر مامان بمانیم... یاسمن کم کم خسته شد و بهانه گیری را آغاز کرد

ناگهان فکری به ذهنم رسید

یک کافی نت پیدا کردم و با یاسمن با آنجا رفتیم ... وبلاگش  را باز کردم و عکسها و نقاشی هایش را به او نشان دادم

نمی دانید چقدر خوشحال شد و از دیدن عکس خودش و نقاشی هایش چقدر ذوق کرد

طوری که توجه سایر افراد حاضر در آنجا به ما جلب شد

او بعدا تمام ماجرا را با شور و حال خاصی برای مامان تعریف کرد و از دیدن عکس خودش و نقاشی هایش در کامپیوتر آن مغازه شیرازی گفت...

واقعا که اینترنت جالبترین اختراع بشر است

+ نوشته شده در  بیست و پنجم مهر 1388ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

بازگشایی مهد کودک ها

 

 

 

 

 

 

 

 

بار دیگر ماه مهر از راه رسید و همزمان با آن بازگشایی دانشگاه ها و مدارس و مهدکودک ها

یاس من امسال نیز (همانند پارسال) به مهد کودک سروش می رود با این تفاوت که او یکسال بزرگتر شده و امسال را در یک کلاس جدید و زیر نظر مربی جدید یعنی خانم حمیدی سپری خواهد کرد

او به خانوم حمیدی علاقه زیادی دارد و این باعث شده که این روزها با ذوق بیشتری به مهد کودک برود

جا دارد در اینجا از تلاشهای مربی پارسال یاسمن یعنی خانوم کمالی نیز تشکر و قدردانی نمایم
+ نوشته شده در  بیست و پنجم مهر 1388ساعت   توسط بابای یاسمن  |