که در تاریخ شنبه 24 اسفند 87 در سالن کانون امام خمینی برگزار شد و اکثر خانواده ها به همراه بچه هایشان در این مراسم حضور داشتند .
(2) جشن تولد یاسمن
دختر من وقتی می بیند که بعضی از بچه ها در روز تولدشان جشن کوچکی در مهد کودک می گیرند و ...
او نیز این سوال به ذهنش می رسد که : مامان کی برای من جشن تولد میگیرین ؟
پس از اینکه چندین بار یاسمن این سوال را پرسید مامان هم تصمیم گرفت 6 ماه قبل از تولد یاسمن برایش جشن تولد بگیرد .
این جشن زود هنگام و مختصر و با شکوه ، در تاریخ پنج شنبه 22-12-1387 با حضور برخی از دوستان یاسمن در منزل برگزار گردید و دختر من کلی خوشحال شد و کلی هم کادو گرفت
از شما چه پنهان من هم این هزارپا را به دخترم هدیه کردم
( این هزارپا ، همان چیزی بود که او روز قبل در خیابان بهانه خریدنش را گرفته بود و من تقاضایش را رد کرده بودم ... اما وقتی کادویش را باز کرد حسابی سورپرایز شد )
+ نوشته شده در بیست و هشتم اسفند 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
ماجرا از آنجا آغاز شد که من یک سک سک هزار تومانی برای یاسمن خریدم و در آن یک سی دی فیلم لورل و هاردی هم بود. خب یاسمن به این فیلم خیلی علاقه مند شده و روزی چند بار آنرا تماشا می کند .
حالا ...
از آنجا که این احتمال وجود دارد که یاس من بعد از اینکه بزرگ شد هنگام خواندن این مطلب بگوید:
- آخه بابا ... این هم چیزی بوده که گذاشتی تو وبلاگم ؟
و من همین حالا جواب دختر گلم را اینجا میدهم که :
- بله عزیزم ! وقتی که تو روزی 10 بار سی دی لورل هاردی را میبینی و 9 بار آن هم از من می خواهی که کنارت بشینم و من هم تماشا کنم ... وقتی که تو تلویزیون را قرق کرده ای و اجازه نمی دهی که من چیز دیگری ببینم ...
آنوقت من هم این مطلب را در وبلاگت می نویسم !!!
+ نوشته شده در یکم اسفند 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
از اردیبهشت 1387 تصميم گرفتم يك وبلاگ براي دخترم ايجاد كنم . البته اگر اين كار را زودتر انجام داده بودم بهتر بود يعني مثلا از 6-6-1384 كه ياسمن متولد شد و یاس من شد . در این وبلاگ یادداشتهایی می نویسم از بزرگ شدنش