همه می دانند که من چقدر به کامپیوتر علاقه دارم و از طرف دیگر نیز به شعر و ادبیات
اینها باعث شد که یک شعر طنز 80 بیتی در همین رابطه بگویم که شعر بسیار جالبی از آب درآمده.
البته در کنار اینها من این روزها یکی از کاربران فعال سایت وبزیست (webzist.com ) نیز هستم و از این سایت و مدیران آن هم در این شعر سخن به میان آمده است.
متن کامل شعر را می توانید در ادامه مطلب بخوانید:
---------------------------------------
شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با من بگفت
چرا خفته ای ، پاشو از تخت خواب
سوی کامپیوتر برو با شتاب
نشسته کنون منتظر روی میز
فقط سیم برقش جدا از پریز
چرا منتظر می گذاری ورا
سوی او تو از تخت خوابت درا
بشین در کنارش روی صندلی
جدا شو زبستر ، بگو یا علی


