همه می دانند که من چقدر به کامپیوتر علاقه دارم و از طرف دیگر نیز به شعر و ادبیات
اینها باعث شد که یک شعر طنز 80 بیتی در همین رابطه بگویم که شعر بسیار جالبی از آب درآمده.
البته در کنار اینها من این روزها یکی از کاربران فعال سایت وبزیست ( webzist.com ) نیز هستم و از این سایت و مدیران آن هم در این شعر سخن به میان آمده است.
متن کامل شعر را می توانید در ادامه مطلب بخوانید:
---------------------------------------
شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با من بگفت چرا خفته ای ، پاشو از تخت خواب سوی کامپیوتر برو با شتاب نشسته کنون منتظر روی میز فقط سیم برقش جدا از پریز چرا منتظر می گذاری ورا سوی او تو از تخت خوابت درا بشین در کنارش روی صندلی جدا شو زبستر ، بگو یا علی ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
یاسمن : بابایی . . . من تو کمد قایم میشم تو بیا منو پیدا کن
- باشه . . . 1... 2... 3... 4... 5... 6... 7... 8... 9... 10... اومدم پیدات کنم
(خب در این گونه موارد من باید همه جا را بگردم و در آخر کار بروم سراغ کمد زیرا دختر من دوست دارد مدت زیادی قایم بماند)
+ نوشته شده در بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
بابایی موهام خوشگله ؟
یاسمن این روزها به شانه زدن موهایش حسابی علاقه مند شده و پس از این کار نیز بلافاصله جمله بالا را از من سوال می کند
او این کار را چند بار در طی روز انجام می دهد و من را به یکی دو سال گذشته می اندازد که برای شانه زدن موهایش توسط مامان حسابی گریه و زاری می کرد
و حالا اوضاع کاملا برعکس شده . . . . جالب است که او حالا گاهی موهای مرا هم شانه می زند و بقول خودش مرا خوشگل میکند !
+ نوشته شده در بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
یاسمن دارد منو صدا می زنه : بابای مینو !
(با شنیدن این کلمات من متوجه می شوم که بازی شروع شده و من حتی اگر آب دستم باشد باید زمین بگذارم و بشوم بابای مینو)
- چیه دختر گلم ؟
- اه . . . مگه من دخترت هستم ؟
- پس کی هستی عزیزم ؟
- منم مامان مینو هستم ! تو هم باباشی !
- باشه . . . حالا چیکار کنم مامان مینو ؟
- بیا ببرش مهد کودک . . . تا من آمادش کنم
(و بازی ادامه دارد . . . )
+ نوشته شده در بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
- بابایی بیا تو اتاقم
- بیام چکار کنم بابا ؟
- بیا . . . بیا نیگا کن . . . مامانی برام سطل زباله گاوی خریده
- کو ؟ بیار تا نگا کنم ببینم چطوریه
- بیا . . . تو اتاقم گذاشته . . . بیا نیگاش کن
یاسمن این روزها یکی از اتاق های خانه را بنام خودش کرده ! جالبتر این است که گاهی ناز می کند و به من می گوید:
دیگه نمی زارم بیایی تو اتاقم !
+ نوشته شده در بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
یاسمن :
بابا 12 بهمن چه روزیه؟
این سوال را یاسمن روز دوازده بهمن پس از برگشت از
مهد کودک می پرسد و خودش بلافاصله جواب می دهد:
یاسمن : 12 بهمن روزیه که اما خمینی از کشورمون اومد
- نه بابا جون ، به کشورمون اومد
- نــــــــــــــــــــــــــه ، از کشورمون اومد
- خب عزیزم هرچی تو بگی
+ نوشته شده در بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|