تبليغاتX
وبلاگی برای دخترم

- بابا پول بده . . .  میخوام یه چیزی بخرم

- چی میخوای عزیزم؟

- یه چیزی می خوام . . .  بریم مغازه . . .

- بستنی می خوای ؟

- بله . . . بستنی قیفی می خوام . . .  برام بخر . .  دو تا میخوام . . .

(و در این گونه موارد من راهی جز تسلیم ندارم ... یعنی یک نوع فرزندسالاری به تمام معنا و خفن)



+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در دوشنبه 18 آذر1387 ساعت 15:35 |

خب همونطور که میدونید و میبینید من برای ارسال مطالب در وبلاگ دخترم سعی می کنم از عکس هم استفاده کنم اما دختر عزیز من گاهی اوقات به شدت از هر گونه عکس برداری یا فیلم برداری ناراحت می شود و جییییییییییییییییغ

این پست را زدم تا در آینده خودش بداند که من با چه زحمتی وبلاگش را بروز میکردم !

البته این را هم اضافه کنم که فقط گاهی اوقات این طوری است و در بیشتر مواقع مشکلی وجود ندارد



+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در دوشنبه 18 آذر1387 ساعت 15:27 |

هوا که سرد می شود یاسمن از حمام کردن بدش می اید .

و حمام رفتن او همراه می شود با گریه !

البته تابستان که هوا گرم است او تمایل دارد که مانند اینجا به شیوه سنتی خودش حمام کند اما این روزها این شیوه چندان کاربردی ندارد



+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در دوشنبه 18 آذر1387 ساعت 15:17 |

در اینجا می توانید فایل صوتی این وبلاگ را دانلود کنید و بشنوید

این فایلهای صوتی شامل سوره های قرآن ، شعرهای کودکانه ، قصه و ... می باشد که دخترم آنها را خوانده و من با زحمت زیاد موفق به ضبط انها شده ام

جا دارد به این نکته هم اشاره کنم که یاسمن به سختی حاضر می شود که من صدای او را ضبط کنم و این مسئله کار من را برای ضبط این فایلها خیلی سخت می کرد

برای دانلود هر کدام از فایلهای زیر روی نام آنها کلیک کنید

--------------------------------

شعر :

من پرتقال خوبم (57 کیلوبایت)

دعا به مامان و بابا (  89 کیلوبایت)

شیر تا بخوای مفیده (80 کیلوبایت)

تو حوض خونه ما (78 کیلوبایت)

آغا پلیسه (72 کیلوبایت)

پاییزه و پاییزه (65 کیلوبایت)

ای بچه پاکیزه (76 کیلوبایت)

ای بچه خوب و تمیز (80 کیلوبایت)

خورشید خانوم ، گیسو طلا ( 94 کیلوبایت )

حیوونا خیلی هستن ، اهلی و وحشی هستن ( 11 کیلوبایت)

حسنی نگو بلا بگو (304 کیلو بایت)

ماهی سرخ و کوچولو ( 65 کیلو بایت)

زمستونه زمستون ( 116 کیلو بایت)

آهویی دارم خوشگله ( 53 کیلوبایت )

با این دو دست کوچکم ( 92 کیلو بایت )

من سبزه قشنگم (49 کیلوبایت) (اضافه شد در فروردین 1389 - با تشکر از مهشید بخاطر ضبط این فایل)

---------------------------

قصه :

ترکیب قصه شنگول منگول و قصه شنل قرمزی  ( ۲۲۶ کیلوبایت )

قصه شنگول منگول  ( ۴۶۷ کیلوبایت )

----------------------------

سایر :

سرود ملی جمهوری اسلامی ایران ( 224 کیلو بایت)

دعای سلامتی امام زمان (117کیلوبایت)

قرآن (سوره توحید ) ( 55 کیلو بایت)

قرآن (سوره کوثر ) ( 87 کیلو بایت)

------------------------------------------------

سایر تصاویر آماده شده برای این مطلب :

تصویر دوم

تصویر سوم

تصویر چهارم



+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در دوشنبه 18 آذر1387 ساعت 10:8 |

بیشتر از دو ماه است که یاسمن به مهد کودک میرود

او این روز ها صبح زود از خواب بیدار می شود و با علاقه آماده رفتن می شود . به خانم کمالی (مربی مهد کودک)  هم خیلی علاقمند شده است . البته در این مدت 2 – 3 روز ترک تحصیل کرده بود و هر کاری کردیم جوابش این بود :

من مهد کودک نمیرم !!!

اما خدا را شکر دوباره درست شد

او در مهد کودک چیزهای جدیدی یاد گرفته از قبیل : برخی کلمات و اعداد انگلیسی ، سوره های کوچک قرآن ، دعای فرج ، شعر های جدید ، سرود ملی ایران، نقاشی های جدید و حرفهای جدید .

اما حاضر نیست جلوی دوربین قرآن یا دعا یا شعر بخواند و من مجبورم با کلی زحمت و با دوربین مخفی صدایش را ضبط کنم

این هم یک نمونه (دعای سلامتی امام زمان (عج) ) که به محض اینکه متوجه شد من در حال ضبط صدایش هستم با جیغ از خواندن منصرف شد!

دانلود  ( 80 کیلو بایت)



+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در جمعه 8 آذر1387 ساعت 8:18 |

یاسمن در حال بازی با عروسکش است و چند لحظه بعد من را هم وارد بازی خودش می کند: بابا بیا بازی ...

- این دخترمه ... اسمش مینو هست ... من مامانشم ... تو هم باباشی! . . . بابای مینو ، مینو مریض شده بیا ببریمش دکتر

- بریم مامان مینو ... زود باش آمادش کن ... لباسشو تنش کن ، جورابشم پاش کن ، موهاشم شونه بزن تا بریم

(و چند لحظه بعد یاسمن مینو را آماده میکند و من حالا باید نقش دکتر را بازی کنم)

- حالا تو دکتری !

- باشه ... خانم این دخترت مگه چش شده؟

- مریض شده آغای دکتر ...

- آخ ... چرا؟

- آب جوش خورده .. استقا (استفراغ) کرده ... دلش درد گرفته  ... گوش به حرف مامانش هم نمی ده

( و من به عنوان دکتر مینو را در دست میگیرم و شروع میکنم به نصیحتش که چرا مامانتو اذیت میکنی.. چرا گوش به حرف مامانت نمی دی ... تا اینکه چند لحظه بعد مینو با خوردن یک دارو خوب می شود )

+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در یکشنبه 3 آذر1387 ساعت 13:58 |
دانلود فايلهاي صوتي وبلاگ