اواخر شهریور 1387 در آغاز چهارسالگی یاسمن می تواند
سوره توحید را از حفظ بخواند
و این اولین سوره ای است که او با کمک مامان یاد
گرفته است.
علاوه بر این او به خوبی میتواند شعر ها و ترانه های
کودکانه را یاد بگیرد و بخواند . همچنین می تواند بدرستی شمارش اعداد را انجام دهد
و نقاشی هایش هم پیشرفت زیادی کرده است. در واقع پیشرفتهای علمی و مذهبی و هنری
دخترم از هم اکنون آغاز شده است و انشاالله در آینده نیز ادامه خواهد داشت.
بزودی شعر هایی که دخترم می تواند بخواند را نیز در وبلاگ
خواهم گذاشت . البته اگر موفق شوم صدایش را ضبط کنم . چون او این روزها نسبت به
فیلمبرداری کمی بد قلق شده !
+ نوشته شده در هفتم مهر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
تلفن منزل زنگ می زند و یاسمن طبق معمول گوشی را بر میدارد و بلافاصله می گوید:
- الو سلام خوبی
- ؟
- خودمون هستیم
- ؟
- کار خاصی میکنم (منظور یاسمن این است که کار خاصی نمیکند)
- ؟
- هوم
. . .
- خدافظ . . و گوشی را به ما می دهد !
+ نوشته شده در هفتم مهر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن
|
از اردیبهشت 1387 تصميم گرفتم يك وبلاگ براي دخترم ايجاد كنم . البته اگر اين كار را زودتر انجام داده بودم بهتر بود يعني مثلا از 6-6-1384 كه ياسمن متولد شد و یاس من شد . در این وبلاگ یادداشتهایی می نویسم از بزرگ شدنش