تبليغاتX
وبلاگی برای دخترم

وبلاگی برای دخترم

یادداشتهای یک پدر از بزرگ شدن فرزندش

قایم موشک بازی من و دخترم

یاسمن در حال قایم موشک بازی با من- بابایی ، من چشم میگیرم تو برو قایم شو . . . نه بابا ... تو چشم بگیر تا من قایم بشم

- باشه دختر گلم ، بیا

- نه اینجوری چشم بگیر ها (و ساعد دست راستش را روی چشم هایش میگذارد )

- و من مطابق میل او چشم میگیرم و تا ده میشمارم . . .   اومدم

- بیا

- بابا تو کجا قایم شدی ؟

- اینجا . . .

- پشت مبل هستی ؟!

- بله . . .  بیا پیدام کن

و من در حالیکه بالای سر یاسمن ایستاده ام میگویم که هر چه میگردم پیدات نمی کنم ، چون او دوست دارد که همچنان قایم باشد !!!

-------------------------------------

* تصویر مربوط به این مطلب را به زحمت با دوربین مخفی گرفتم چون یاسمن به شدت از عکس برداری هنگام بازی ناراحت می شود و جیغ میزند !
+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

من دیگه بزرگ شدم

                                                 - من دیگه بزرگ شدم . . .  دستم به اینجا میرسه

- من دیگه بزرگ شدم . . .  خودم میتونم اینکارو انجام بدم

- من دیگه بزرگ شدم . . .  تو مهد کودک گریه نمی کنم

- من دیگه بزرگ شدم . . . 

یاسمن این روزها ادعا میکند که  با خوردن غذا بزرگ شده و دیگر کوچولو نیست

- یاسمن ، بابا تو نمیتونی . . .  بزار خودم برات . . .

- نـــــــــــه ( با صدای بلند ) . . . من دیگه بزرگ شدم . . .

( و بلند می شود ) . . .  نگا کن بابا بزرگ شدم

- بله . .  . دخترم بزرگ شده

- هوم ، غذا خوردم بزرگ شدم . . . دست به شکمم بزن ، پر شده !

 

 


+ نوشته شده در  بیست و دوم مهر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

مهد کودک

یاسمن در حال رفتن به مهدکودک

از ابتدای مهر ماه دخترم را در مهد کودک سروش ثبت نام کردیم . این روزها به همراه  غزل  (دختر همسایه که یکسال از یاسمن بزرگتر است) به مهد کودک می رود .

+ نوشته شده در  هجدهم مهر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

آغاز پیشرفت

اواخر شهریور 1387 در آغاز چهارسالگی یاسمن می تواند سوره توحید را از حفظ بخواند

و این اولین سوره ای است که او با کمک مامان یاد گرفته است.

علاوه بر این او به خوبی میتواند شعر ها و ترانه های کودکانه را یاد بگیرد و بخواند . همچنین می تواند بدرستی شمارش اعداد را انجام دهد و نقاشی هایش هم پیشرفت زیادی کرده است. در واقع پیشرفتهای علمی و مذهبی و هنری دخترم از هم اکنون آغاز شده است و انشاالله در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

 

دانلود   قرائت سوره حمد توسط یاسمن ( 55 کیلو بایت)

 

بزودی شعر هایی که دخترم می تواند بخواند را نیز در وبلاگ خواهم گذاشت . البته اگر موفق شوم صدایش را ضبط کنم . چون او این روزها نسبت به فیلمبرداری کمی بد قلق شده !
+ نوشته شده در  هفتم مهر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

تلفنچی منزل

تلفن منزل زنگ می زند و یاسمن طبق معمول گوشی را بر میدارد و بلافاصله می گوید:

- الو سلام خوبی

- ؟

- خودمون هستیم

- ؟

- کار خاصی میکنم (منظور یاسمن این است که کار خاصی نمیکند)

- ؟

- هوم

. . .

- خدافظ . .  و گوشی را به ما می دهد !

 

+ نوشته شده در  هفتم مهر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  |