تبليغاتX
وبلاگی برای دخترم

وبلاگی برای دخترم

یادداشتهای یک پدر از بزرگ شدن فرزندش

مسافرت تابستان 1387

از ۹ تا ۲۷ تیرماه 1387 ما به همراه خانواده نظری (خاله یاسمن) به مسافرت رفتیم. در این مسافرت در شهرهای زیر توقف داشتیم

شیراز (منزل آقای قربانی ، خاله یاسمن)

اصفهان (زاینده رود)

محلات (سرچشمه)

اراک (منزل آقای قاسمی)

همدان (آرامگاه باباطاهر و ابوعلی سینا و غار علیصدر)

سنندج (پارک آبیدر)

و بعد از مسیر بیجار – زنجان – قزوین به رشت رفتیم

در شمال هم ماسوله و بندر انزلی و تله کابین نمک آبرود و آب تنی در خزر و بعد هم ساری

 

 

در ساری طی چهار روز بارانی میهمان آقای برزگر بودیم و بعد هم ناهارخوران گرگان و مشهد.

3 روز اقامت در هتل نور مشهد در کنار حرم مقدس امام هشتم و بعد در راه برگشت به دامغان و از راه کویر به اصفهان و شیراز و بازگشت به منزل

 یاسمن در این سفر دو عروسک جدید خرید و بلافاصله به کمک دختر خاله اش مستانه آنها را نامگذاری کرد : مینو و شاسخین

و این جملات چیزهایی هست که این روزها دخترم از این مسافرت برای دیگران تعریف میکند:

- گرگان جنگل رو خراب کرده بودند آدمهای بد

سوار تله کابین شدیم رفتیم بالا

- سوار قایق شدیم من حالم بد شد تو قایق

- رفتیم هتل ، تو حرم نماز خوندیم

آغای برزگر گفت مامان من میشی ؟ من گفتم نه !

- یه شاسخین بزرگی هم خریدم ! نگاش کن

 

برای دیدن تعدادی دیگر از عکسهای دخترم در این مسافرت اینجا را کلیک کنید

(یاسمن در این سفر در اکثر اوقات حاضر نمی شد برای عکس گرفتن جلوی دوربین قرار بگیرد و ما با کلی دردسر از او عکس میگرفتیم)

+ نوشته شده در  سی ام تیر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

گزارشی از کنسرت استاد محمدرضا شجریان

- الو بابا تو کجا هستی؟

- بابا من تهرانم

- بیا خونمون

- باشه بابا ... فردا میام ..... بابا چی میخوای برات بخرم ؟

- کیک برام بخر ....

اوایل تابستان ۱۳۸۷ کنسرت استاد شجریان به همراه گروه شهناز در تالار بزرگ کشور برگزار شد و من هم به همراه دوستم و به لطف بلیط فروشی اینترنتی این کنسرت موفق به حضور در آن شدم

گزارش کامل این کنسرت را به قلم من در ادامه مطلب ببینید

یا اینکه متن کامل آنرا در قالب یک فایل ورد با حجم بسیار کم از اینجا یا اینجا دانلود نمایید

ذکر این نکته نیز لازم است که این گزارش با اندکی تغییر توسط وبلاگ اختصاصی همایون شجریان و با عنایت دوست عزیز جناب آقای سهند سلطاندوست نیز منتشر گردیده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ششم تیر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  | 

دختر عشق عینک

دیروز به بازار رفتیم

یاسمن برخلاف بچه های دیگر خیلی بهانه نمیگیرد در بازار که اینو میخوام ، اونو میخوام

در کل من بخاطر این قضیه راضی هستم از دخترم

ولی بچه هست دیگر و گاهی هوس میکند و دلش چیزی می خواهد

او دیروز با دیدن عینک ها باز هوای خریدن یک عینک آبی به سرش افتاد

 

 

و من با اشاره سر به فروشنده حالی کردم که به یاسمن جواب منفی بدهد و فروشنده هم خیلی محکم گفت:

دختر جان دست نزن اینها فروشی نیست

و این برای دخترم کافی بود تا از خرید عینک جدید منصرف شود و دیگر به من گیر ندهد که عینک میخوام

باور کنید تا حالا چندین عینک برایش خریده ام

یکی را از ماشین پرت کرد در خیابان و ...

یکی را هم در بانک جا گذاشت و ....

یکی را هم خودش وقتی کوچولوتر بود شکست

همین چند روز قبل هم که یک عینک آبی برایش خریدم و تا حالا سالم است و قابل استفاده

که در اینجا میتوانید ببینید

اما نمیدانم چه علاقه ای دارد که باز هم عینک برایش بخرم !!!


+ نوشته شده در  ششم تیر 1387ساعت   توسط بابای یاسمن  |